تبليغاتX
افسون زمین


افسون زمین

اندیشه های یک زمینی

خسرو معتضد، کارشناس تاریخ، به طرح حذف نام پادشاهان از کتاب‌های تاریخی انتقاد می‌کند و معتقد است: این نظر یک نظر ناپخته‌ است که از سوی افراد بیکار و کم‌سواد داده شده است. مگر می‌شود طی طرحی نام پادشاهان را از این مملکت حذف کرد که یک سری آدم بی‌معلومات برای شیرین زبانی در یک جلسه این نظر ناپخته را می‌دهند؟

حذف نام پادشاهان امکان‌پذیر نیست و غیرممکن به نظر می‌رسد. پادشاهان از خود ما بوده‌اند و در میان مردم ایران قرار داشتند. در تمام دنیا تاریخ ملت‌ها به قرون قدیم، قرون وسطا، عصر جدید، قرون معاصر و عصر اتم و فضا تقسیم شده است و ما نمی‌توانیم این بخش‌ها را از تاریخ ایران حذف کنیم. به عنوان مثال حکومت خارجی سولوکوست‌ 80 سال در زمان مابین هخامنشیان و اشکانیان در ایران حکومت کرد. در حالی که یک حکومت خارجی هم بود. اما ما نمی‌توانیم بگوییم که این 80 سال خواب بوده است و نمی‌توان آن را از تاریخ حذف کرد.

این کارشناس تاریخ در ادامه می‌گوید: با این حرف‌ها و نظریه‌ها فقط وقت مملکت را هدر می‌دهیم. در حالی که امور مهم‌تری وجود دارد که می‌توان به آنها رسیدگی کرد. جزایر خلیج فارس که غیر از چهار جزیره بقیه به صورت متروکه درآمده‌اند، وضعیت مسکن جوانان و وضعیت سیستان و بلوچستان و بسیاری دیگر از مشکلات را کنار گذاشته‌ایم و از روی بیکاری به تاریخ گیر داده‌ایم. افرادی که به حذف نام پادشاهان می‌اندیشند می‌خواهند به تاریخ این مملکت لطمه بزنند و آینده را خراب کنند و بعد از چند سال عنوان می‌کنند که ما اشتباه کردیم. من تقاضا دارم برای این آقایان بیکار‌ کار جور کنند تا این قدر به تاریخ گیر ندهند.

معتضد با اشاره به اینکه
دیگر در ایران استاد بزرگ تاریخ نداریم، خاطرنشان می‌کند: خدابیامرزد استادان سعید نفیسی، دکتر بهمنش، شیبانی، فلسفی و سایر اساتید تاریخ ایران را. دیگر در ایران کسی جای این افراد را نمی‌تواند بگیرد و اکنون شاهد این هستیم که در ایران استاد تاریخ وجود ندارد. مگر می‌شود امثال خواجه نصیرالدین طوسی و سعدی با اینکه افراد خوبی بودند، جای پادشاهان ایران را بگیرند؟ من می‌گویم که حتی یک ورق از تاریخ ایران هم نباید حذف شود.

معتضد
در پایان به ضررهایی که این طرح برای دانش‌آموزان و آیندگان دارد اشاره می‌کند و می‌گوید: با این کار دیگر هیچ‌کس درس تاریخ را نمی‌خواند و من بارها شاهد آن بوده‌ام که معلمان در سمینارهای مختلف می‌گویند که دانش‌آموزان از درس تاریخ بدشان می‌آید. درس تاریخ مرده‌ترین درس ایران شده و علت آن هم نظریاتی است که اینگونه افراد داده‌اند.

حمید رضا
حسینی، کارشناس تاریخ می‌گوید: آنچه مورد اعتراض است، حذف نام شاهان از کتاب‌های درسی نیست، زیرا چهره‌های تاریخی - خوب یا بد - برای ماندگاری در تاریخ محتاج نظر وزارت آموزش و پرورش نیستند و تاکنون نیز ثبت نامشان در تاریخ، ناشی از درج در کتب درسی نبوده است، بلکه آنچه اسباب نگرانی می‌شود، غلبه رویکردهای غیر علمی در آموزش و پرورش است.

این
روزنامه‌نگار می‌افزاید: همان‌گونه که فلسفه، علم و هنر جزئی از تاریخ تمدن هستند، ساختارهای سیاسی، اداری و نظامی نیز جزئی از تمدن هر ملتی به شمار می‌آیند. فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و سیاست مقوله‌های منفک از هم نیستند که بخواهیم بخشی را به سلیقه خود کنار بگذاریم و بخش دیگر را به شکل مجرد بررسی کنیم. آن هم در سرزمینی مانند ایران که به سبب موقعیت جغرافیایی خود در طول تاریخ محل آمد و شد اقوام و ادیان و فرهنگ‌ها بوده و بسیاری از این آمد و شدها جز در پرتو منازعات سیاسی و کشاکش‌های نظامی میسر نشده است؛ کشاکش‌هایی که کلیت فرهنگ و تمدن ایران را تحت تأثیر خویش گرفته است.

او
معتقد است: به فرض آمدیم چنگیزخان را به جرم خونخواری از کتب تاریخ حذف کردیم و فقط از چهره‌های علمی و فرهنگی سخن گفتیم، آیا دانش آموز نمی‌پرسد چرا یکباره فرهنگ ایران در سده هفتم هجری رو به رکود و سستی گذاشت؟ و آیا ناگزیر نیستیم در پاسخ او از یورش خانمان‌سوز مغول سخن بگوییم و پای چنگیزخان را به میان بکشیم؟ آیا می‌توان از تمدن ایران باستان سخن گفت و یادی از کوروش نکرد؟ آیا این سلسله ساسانی نبود که با تأسیس دانشگاه جندی شاپور چراغ علم در جهان باستان را روشن نگه داشت؟ آیا این خاندان حکومتگر سامانی نبودند که رستاخیز زبان و ادب فارسی در دوران پس از اسلام را رقم زدند؟ آیا سلجوقیان مؤسس مدارس نظامیه نبودند که امثال سعدی شیرازی در آن پرورش یافتند؟ آیا بایسنقر میرزا سومین شاه سلسله تیموری بزرگ‌ترین خوشنویس زمانه خویش نبود؟ آیا این صفویه نبودند که از پس قرن‌ها پیگرد و آزار شیعیان، به تشیع اثنی‌عشری رسمیت بخشیدند و به حمایت از بزرگانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و علامه مجلسی برخاستند؟ آیا کمال‌الدین بهزاد و میرعماد و علیرضا عباسی در دربار صفویه به خود نبالیدند؟ آیا نادرشاه با همه سبعیتی که داشت، دست بیگانگان را از ایران کوتاه نکرد و روس و عثمانی را از شمال و غرب ایران نراند؟

علی بیگدلی، استاد تاریخ دانشگاه
شهید بهشتی، با اشاره به این که تاریخ ایران تاریخ جنگ است می‌گوید: بسیاری از بزرگان اندیشه ساز تاریخ ما مانند ابوعلی سینا و فردوسی در خدمت پادشاهان بوده‌اند.

او ابوریحان بیرونی را مثال می‌آورد؛ این چهره برجسته ایران زمین نقشه حمله هولاکوخان به عراق و الموت را طراحی و اجرا کرد
.

استاد
تاریخ دانشگاه شهید بهشتی می‌افزاید: پادشاهان، خوب یا بد، سبب‌ساز رشد و بالیدن چهره‌های اندیشه‌ساز تمدن ایران زمین بوده‌اند و حذف آنها نشانه نااگاهی و عدم شناخت از تاریخ است.

علیرضا سلیمی، نماینده دلیجان و
عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی معتقد است: سه نوع تاریخ - نقلی، تحلیلی و فلسفه تاریخ - داریم. تاریخ نقلی مربوط به گذشته است، یعنی هر آن چه در گذشته روی داده را بیان می‌کند. تاریخ تحلیلی اولاً مربوط به شدن و ثانیاً مواد خامش تاریخ نقلی است.

این نماینده مجلس می‌افزاید
: مسئولان معتقدند تاریخ باید به چرایی‌ها پاسخ بدهد اما متوجه نیستند که لوازم و مواد پاسخ به چرایی‌ها را تاریخ نقلی فراهم می‌کند. اگر این تاریخ وجود نداشته باشد نمی‌توان به چرایی‌ها پاسخ داد.

سلیمی خاطر نشان
می‌کند: اگر بناست تاریخ عبرت آموز باشد و دانش آموزان از گذشته چراغی برای آینده بیفروزند نباید سلسله پادشاهان که اکثرشان ظالم و منفور بودند را حذف کرد

 


 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 23:35 توسط شباویز| |

نیمه شب بود و غمی تازه نفس

                                               ره خوابم زد و ماندم بیدار

                          ریخت از پرتو لرزنده شمع

                     سایه دسته گلی بر دیوار

                                              همه گل بود ولی روح نداشت

 سایه ای مضطرب و ارزان بود

                   چهره ای سرد و غم انگیز وسیاه

       گوییا مرده سرگردان بود !

                شمع خاموش شد از تندی باد

     اثر از سایه به دیوار نماند

                            کس نپرسید کجا رفت ؟ که بود ؟

             که دمی چند در اینجا گذراند !

                               این منم خسته در این کلبه تنگ

       جسم درماند هام از روح جداست

                                         من اگر سایه خویشم یا رب

                   روح آواره من کیبست کجاست  ؟

                                                                                                      فریدون مشیری

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:51 توسط شباویز| |

سلام راستش مدتيه كه حسابي گرفتارم و زماني براي تماس با دوستان گلم چه از طريق نت چه از طريق موبايل نداشتم اما دوستان همچنان مرا شرمنده مي كنن واسه همين گفتم امشب چند تا از پيامكهاي دوستان رو بزارم تو وبلاگ چون جملات قشنگي بودن .

 

مهرباني جاده ايست كه هر چه تندتر مي روند خطرناكتر مي گردد . ( دكتر علي شريعتي )

پرسش كنندگان هميشه خطرناك ترين افرادند . (‌ يوستين گردر - دنياي صوفي )

قلابها علامت كدام سوالند كه ماهيها جواب آن مي شوند . ( استاد دكتر عاشوري نژاد ) 

چه جای غریبیست تبعیدگاه زمین آدمکهای تبعیدی چقدر زندگی را جدی گرفته اند

چه دیر می فهمیم زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنشان را آرزو می کردیم 

یادمان باشد که زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست زنگ بعد حساب داریم .

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد زیرا  بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت  .

بیایید خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد

 

اما پيامكهاي مدل ديگه اي هم رسيد كه بد نيست بخونيمشون چون خالي از لطف نيست

كره نداشت گوسفند داشت اما بدرد نمي خورد

دانشجوي گرامي : جهت برگشت هزينه سرويس و اخذ تخفيف حداكثر تا ۱۵ آبانماه به حوزه معاونت دانشجويي مراجعه نماييد . ( جالب اينه كه اين پيامك بايد چند سال پيش واسه من ميومد نه الان )

پول رو بده تا یک خبر خوش بهت بدم .

 

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:4 توسط شباویز| |

برپايه يادداشتهاي روزانه كاليستنس (callintenesthenes) مورخ رسمي اسكندر، 12 اوت سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي ارتش اسكندر در پيشروي پرسپوليس (پارسه) پايتخت آن زمان ايران. در يك منطقه ي صعب العبور كوهستاني به نام دربند پارس با يك هنگ از ارتش ايران (كه البته آمار دقيقي از آن نيست اما ظاهرن شامل 40 سواره و حدود 1000 نفر پياده) به فرماندهي سردار آريو برزن ARiobarzanروبه رو مي گردند و به علت دفاع جانانه اين سردار رشيد ايراني و همرزمان غيورش در همان نقطه متوقف مي گردند. مقاومت آريوبرزن و همراهانش چند روز ادامه پيدا مي كند و با وجود نيروي بسيار اندك در مقابل ارتش چند ده هزار نفري اسكندر نبردي جسورانه از خود به نمايش مي گذارد و اين در حالي روي داد كه تا پيش از آن اين كشور گشاي ستمگر مقدوني موفق شده بود در مسير كشورگشايي خود مصر، لبنان، شام، فلسطين، تركيه، يونان، بابل و شوش را پيش از اين از دست ايران تصرف و در سه جنگ پي در پي داريوش سوم را شكست و فراري دهد.


رشادتهاي اين سردار بزرگ ايران زمين است. دلاوريهاي آريوبرزن، يكي از درخشان ترين و تحسين برانگيزترين بخش تاريخ ميهن ما را شكل مي دهد و نمونه ي از جان گذشتگي ايراني در راه آب و خاك را از پيش از اسلام تا 8 سال دفاع مقدس منعكس مي نمايد.

اما "شوربختانه تفاوت ميان مقاومت لئوينداس و آخرين ايستادگي و جانفشاني آريو برزن در اين است، كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئوينداس، يك پارك و بناي يادبود ساخته و مجسمه ي اورا بر پا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري كرده باشند، ولي از آريو برزن ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگر اثري در دست نيست .چرا؟"

به عنوان نمونه در ظرف ساليان اخير پخش مجموعه هاي تلويزيوني كره اي در كشور را شاهد مي باشيم كه با استقبال خوب مردم و نيز مواجه گرديده و مخاطبان زيادي را پيدا كرده اند. پس از پخش مجموعه هاي جواهري در قصر (يانگوم) و امپرطور دريا اكنون نوبت به افسانه جومونگ رسيده است.استقبال از افسانه جومونگ كه در روزهاي
جمعه و سه شنبه از شبكه سه سيما پخش مي گردد و در 2 نوبت نيز باز پخش مي گردد به نحوي مي باشد كه حتي بر ترافيك شهرهاي كوچك هم تاثير گذار است.

جومونگ (تيرانداز افسانه اي) پادشاه افسانه اي است كه بزرگترين امپراطوري در كره ايجاد كرد كه حدود 700 سال طول كشيد و باعث اتحاد قبايل متحد شده ي كره اي شد و آنها را از دست امپراطوري هان (چين) نجات داد و ملت كره را تاسيس كرد. 

به راستي اين شگفت آور نيست وقتي يكي از رده بالاترين مسئولين سينماي جمهوري اسلامي در پاسخ به سوال خبرنگاري كه از ايشان سوال مي نمايد چرا به جاي پخش سريالهاي كره اي به فكر ساخت مجموعه هاي ايراني مشابه نيستيد پاسخ مي دهد به علت اينكه خريد هر قسمت از اين سريالها 800 دلار است اما ساخت مجموعه هاي ايراني و دستمزد مي بايست به صورت دقيقه اي محاسبه گردد. آيا ارزش فرهنگ و تمدن ما و اسطوره هاي ايران زمين كه در تاريخ درخشانترين هستند را با ارزاني سريالهاي كره اي ناديده مي گيريد؟
آيا به خاطر ارزان بودن سريالهاي كره اي رسانه ملي بايستي به رسانه ترويج فرهنگ كره مبدل شود؟ به راستي بر چه اساس بايستي پرداخت دستمزد و هزينه به تهيه كنندگان تلويزيون بر حسب دقيقه باشد تا تهيه كنندگان نيز رو به توليد مجموعه هاي آبكي و كش دار ايراني بپردازند به علت اينكه هزينه بيشتري دريافت كنند و يك سريالي كه براي 30 قسمت است را تبديل به يك سريال 90 قسمتي كنند. آيا مسئولين صداو سيما و متوليان امور فرهنگي جامعه از آسيبي كه پخش زنجيره اي سريالهاي خارجي با ريتم خاص و يك نوع ماجرا مي تواند بر فرهنگ ملي ما وارد آورند آگاهند؟

تاريخ و فرهنگ عصر كنوني بر اساس حافظه شنيداري و ديداري (تصويري) بنا شده است و نسل امروز ديگر به دنبال يافتن تاريخ در كتابها نيستند همانطور كه هاليوود به دنبال تاريخ سازي بر اساس جهان تك قطبي است كشورهاي ديگر هم به دنبال همين كار هستند. به نظر نگارنده جومونگ مي تواند يك هشدار و زنگ خطر جدي براي مسئولان فرهنگي كشور باشد  .

چنانچه اين هشدارها و سخنان اهل علم و فن در اين حيطه جدي گرفته نشود و يا به آن ترتيب اثر داده نشود دير نخواهد بود روزي كه كورش و داريوش و آريوبرزن، سرنا ـ رستم، سياوش، آرش، كاوه و سربدارن هاي خود را به جومونگ و گلادياتور و آشيل دهند. حدود 2000 سال پيش در چنين روزهايي بود كه سردار رشيد ايران زمين آريو برزن به همراه همرزمانش جان بر كف نهادند تا پايتخت ميهنشان به دست اسكندر مقدوني نابود نشود. آنان جان دادند تا اسكندر از پلكان قدرت تخت جمشيد بالا نرود. ويرانه هاي تخت جمشيد و پارسارگاد، كوشك اردشير و گور دختر، كاخ بردك سياه و كاخ كورش همگي خبر از بزرگي، عظمت و اصالت تمدن فرهنگ ايران باستان مي دهد. فرهنگ و تمدني كه پاسداري از آن وظيفه ملي هر فرد ايراني مي باشد.


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:3 توسط شباویز| |

امشب شب جمعه است ( پنجشنبه شب ) . بعد از یه مدت نسبتا طولانی اومدم نشستم پشت سیستم و گفتم ویلاگ رو به روز رسانی کنم .

راستش دیگه اون دل و دماغ اول رو ندارم خیلی وقته از خیلی چیزها غافل شده ایم و فاصله گرفته ایم . ماه مبارک رمضان رو در پیش رو داریم و وقت بسیار خوبیه واسه خودسازی .

خیلی از دوستان گلایه کردند که چرا بهشون سرنمی زنم اگه بگم همش بخاطر مشغله کاریه که دروغ گفتم ولی خوب زندگیه و هزار و یک جور گرفتاری اما از داش ممد یا همون آقا محمد مظفری خودمون خیلی ممنونم که هنوز هم به کلبه مجازی من سر می زنند . دوستان خوبی داشتم و دارم خصوصا دوستان دوران تحصیل در دانشگاه اما خوب گویا همشون بعد از فارغ التحصیلی درگیر زندگی شدن و برخی هم که مرتب تو هوا سیر می کنن .

اما مدتیه که جای نسیم رو تو وبلاگ خیلی خالی می بینم امیدوارم که همچنان زندگی موفقی داشته باشه و به مردم خصوصا بیمارانی که از راه دور بهش مراجعه می کنن خدمت رسانی کنه و شیرینی ما رو هم کنار بگذاره تا برسیم شهرشون و بخوریمش . 

ضمنا گوشی همراهم هنگ کرده بود یا چیزی مثله اون و کلی از شمارهام پاک شد واسه همین شماره خیلی از دوستان رو ندارم که بتونم باهاشون تماس بگیرم سپاسگزار میشم اسمشون با شمارشون رو واسم پیامک بزنن .

بعضیای دیگه هم از بسکه این ایرانسل هم زیاد شده هی شماره عوض می کنن که آدمایی که مرتب شماره عوض کنن یعنی ریگی به کفش دارن .

و اما مرد آن است که در زندگی و مرگ از پای ننشیند و اگر در زندگی نتوانست در مرگ از ستیزه باز نایستاد و کدامین موهبتی دردناک و سزاوار انسان است و می تواند به بهای نفی خود بر آن چیره گردد تا در مرگ تواناتر از زندگی باشد .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:49 توسط شباویز| |


:قالبساز: :بهاربیست: